...
ب-بخش سرمايه داري: كه بزرگترين وجه توليد بخش شهري بود، در اين دوره هم دولت از يك استراتژي صنعتي آگاهانه پيروي نمي كرد و تنها برنامه همان بود كه شاه مي خواست، ولي الگوي قابل تشخيص در دهة 1340 تأكيد بر صنعتي شدن به خاطر جايگزيني واردات بود و در دهة پنجا ه همين سياست تعميق يافته و چند قلم كالاي اساسي و واسطه اي مثل مواد شيميايي، فولاد و ابزارهاي ماشيني را شامل مي شد.
نرخ رشد صنعتي در دهة 44 – 54، 15 درصد و در 55 – 56، 6/14 درصد و در سال 57، 4/9 درصد بود.آمارها نشان دهندة موفقيت نسبي در بخشهاي گوناگون است اما صنعت در ايران با مشكلاتي مثل كمبود تكنيسين و مدير، مشكلات اداري، هزينة بالا، كمبود كارگر ماهر، عدم كارايي، محدوديت بازار داخلي، نبود رقابت به دليل تعرفه هاي بالا، نبود ارتباط زنجيره اي بين حلقه هاي گوناگون اقتصادي، تبعيض در مورد كشاورزي، تنگناهاي زير بنايي، فساد مزمن، فرار سرمايه ها و ... كه همگي موجب پايان يافتن رونق صنعتي در 1354 و شروع يك بحران اقتصادي در 1356 شد و در پشت همة اينها ضعف ساختاري ايران بود كه حاصل ماهيت وابستة فرايند صنعتي شدن بود.
نقش سرماية خارجي در اين دوره از دوره هاي قبل فراتر رفت، وزير اقتصاد در سال 56 ميزان سرماية خارجي در ايران را 2/5 ميليارد دلار اعلام كرد با اينكه اين رقم حدود 4 درصد سرمايه گذاري ها در ايران بود ولي در مهمترين بخش هاي اقتصادي ايران تمركز يافته بود.
عمده ترين طبقات شهري در وجه توليد سرمايه داري را طبقة سرمايه دار ،طبقة كارگر، روشنفكران به علاوه دانشجويان و صاحبان مشاغل بالا بود.در طبقة سرمايه دار دولت نقش برجسته اي در صنايع جديد خصوصاً بخش سرمايه بر،داشت و سرمايه داران بزرگ هم به نوعي با خاندان سلطنتي تماس داشتند چون يكي از شرايط موفقيت، حمايت دربار بود.مثلاً در سال 1353 تنها 45 خانواده 85 درصد شركت ها را در كنترل داشتند.
از ديگر طبقات شهري، طبقة كارگر بود كه مسألة عمده دربارة آنها افزوده شدن تعداد زيادي پيشه ور و كارگران صنايع روستايي به كارگران كارخانه اي است و رقمي در حدود 2 تا 5/2 ميليون كارگر را شامل مي شد و خاستگاه آنها در هر بخش متفاوت بود.
روشنفكران از طبقات كليدي در وجه توليد سرمايه داري بودند كه طبقة متوسطِِ تحصيلكرده را شامل مي شد و طيف گسترده اي از مشاغل را شامل مي شد كه وضعيت حقوق و دستمزد متفاوتي را داشتند.
در دهة 1350 به خاطر ازدياد درآمدهاي نفتي و قيمتهاي بالاي كالاهاي وارداتي، تورم شديدي به جامعه منتقل شد، نرخ تورم در سال 1357 به 7/15 درصد رسيد. وضعيت رفاه شهريها از روستائيان بهتر بود، ولي اكثريت مردم شهرها به خاطر توزيع نابرابر درآمد، تورم و ساير مشكلات٬ زندگي سختي داشتند.آمارهاي موجود در زمينة هزينه ها نشان دهندة وخامت شديد وضع 80% خانوارها است.
از لحاظ بهداشت ايران بدترين نسبتِ پزشك- بيمار، بالاترين نرخ مرگ و مير نوزادان و اطفال و پايين ترين نسبت تخت بيمارستان به جمعيت را دارا بوده است.از نظر شمار معتادان به هرويين ايران مقام دوم جهان را پس از آمريكا داشت.
اعتصابهاي متعدد كه اغلب جنبة صنفي و اقتصادي داشت در اين دوره شكل گرفت كه نشان از نارضايتي هايي از رژيم بود.
وجه توليد خرده كالايي بازاري در اين دوره دستخوش انقباض شد ولي از بين نرفت و كارخانه هاي كوچك، كارگاهها، و محل هاي ايجاد صنايع دستي به حيات خود ادامه دادند.تعداد پيشه وران در اين دوره از حدود 500 هزار نفر در سال 1335 به بيش از يك ميليون نفر در سال 1355 رسيد.پيشه وران غالباً جزء گروه مرفه تر طبقة بازرگانان بازار به حساب مي آمدند، علاوه بر اين در سال 1351 صد و نود و يك هزار كارگاه وجود داشت كه ميانگين تعداد كارگران آنها 3 نفر بود و 65 درصد كارگران صنعتي را جذب كرده بودند.
گروهها و طبقات مختلطي كه بيش از يك موضع طبقاتي را دارند مثل روحانيون به رغم آنكه دولت بسياري از خدمات سنتي روحانيت را گرفت در مجموع با توجه به رشد اقتصاديِ دهه هاي 40 و 50 وضعيت اين گروه از جهت رفاهي بهبود يافته است.