دوره قاجار: الف- روابط اقتصادي و سياست خارجه(مقاومت شكننده 8)
انگلستان با استفاده از قدرت نظامي در رسيدن به هدفهاي ديپلماتيك و استراتژيكي خويش در نيمه قرن 19 موفقيت تجاري خود در ايران را هم تثبيت كرد. حجم مبادلات تجاري انگليس و ايران در اين دوره به نفع انگليس رشد فزاينده اي در برداشت.در دوره پنجاه ساله مابين 1242ش تا 1293ش امتيازهايي در مورد بهره برداري يا انحضار مواد خام و توسعه زيربنايي از طرف دولت ايران به اتباع بريتانيا و روس داده شد. در سال 1251 ش بود كه شاه ايران در اقدامي عجيب امتياز احداث راه آهن، خطهاي تلگراف، كشتيراني در رودخانه ها، بهره برداري از معادن و جنگلهاي دولتي، كارهاي زهكشي و آبياري را به مدت 70 سال به يكي از اتباع بريتانيا به نام بارون جوليوس دورويتر واگذار كرد. البته اين امتياز با مخالفتهاي زيادي رو برو شد و شاه ناچار شد تا آن را لغو كند. رويتر نيز در ازاي غرامت ناشي از لغو امتياز، امتياز تاسيس بانك رويتر و نيز امتياز تاسيس يك شركت معدني را از شاه گرفت. امتياز تنباكو و نفت از ديگر امتيازاتي بود كه در دوران ناصرالدين شاه به انگليس داده شد كه آنها نيز لغو گرديد.
روسيه نيز بين سالهاي 1180ش و 1207ش در طي 2 جنگ با ايران بخش وسيعي از قلمرو ايران را تصرف كرد. روسيه بعد از سال 1229 ش بر تفوق سياسي و تجاري خود در ايران افزود. در بازار ايران براي كار و اقلام محصولات روسيه تقاضا ايجاد شد و ايران به بازار مصرف كالاهاي روسيه تبديل شد. روسيه هم از فشار نظامي كاست و به رخنه اقتصادي متوسل شد. روسها هم به دنبال امتيازاتي بودند. مهمترين امتيازاتي كه روسها گرفتند امتياز شيلات درياي خزر، جاده سازي، احداث خطهاي تلگراف، راه آهن و ايجاد بانك بود. بانك استقراضي يكي از نهادهاي كليدي و عامل نفوذ روسيه در ايران بود كه در سال1180ش ايجاد گرديد و وامهاي سنگيني به دولت قاجار داد. نقطه عطف صعود روسيه و دستيابي به تفوق در ايران دهه هاي 1260ش و1270ش بود. به طوري كه روسيه در اين دوران از نظر حجم معاملات تجاري با انگليس برابري مي كرد. روسيه در اين دوران 56 درصد واردات و 72 درصد صادرات ايران را در اختيار داشت. مي توان گفت در آستانه جنگ جهاني اول ايران تا حد چشمگيري در مدار اقتصاد روسيه قرار داشت و بخشي از اقتصاد آن كشور محسوب مي شد. يكي ديگر از نهادهاي كليدي و عامل نفوذ و سلطه روسيه بر ايران ارتش قاجار بود كه قابل اعتمادترين واحد آن در دهه 1270ش فوج قزاق تربيت شده روسها بود. روسيه در دهه 1270ش تلاش كرد به شيوه مسالمت آميز در جريان رقابتي تدريجي با انگليس كنترل تمامي ايران را به دست گيرد.
موازنه موجود قدرت روسيه و انگليس در مورد [ايران، افغانستان و تبت] در قرارداد مرداد-شهرور1286 به دقت اين امر را نشان مي دهد. روسيه و انگليس در اين قرارداد قسمتهايي از ايران را جدا كرده و تحت سيطره خود در مي آورند. روسيه ثروتمندترين و پرجمعيت ترين ايالتهاي ايران را علاوه بر پايتخت در اختيار گرفته بود در حالي كه سهم انگليس در جنوب كشور كاملاً محدود بود. با اين تقسيم مسالمت آميز منافع در ايران، بازي بزرگ در ايران به پايان رسيد . دو قدرت بزرگ اختلافها را كنار گذاشتند تا بتوانند در برابر قدرت بزرگتر٬ آلمان از خود واكنش نشان دهند.
علاوه بر روسيه و انگليس ايران با آلمان و فرانسه و عثماني هم روابط اقتصادي داشت. آلمان به تاسيس كارخانه در ايران اقدام كرد. فرانسه از نفوذ فرهنگي بالايي در ايران برخوردار بود. در اين دوره اگرچه اين ميزان صادرات و واردات از دوره هاي قبل بسيار چشمگيرتر بود و در رابطه با اقتصاد داخلي ايران افزايش چشمگيري داشت. اما در مقايسه با افزايش 50 برابر ساير كشورهاي ضعيف منطقه در طي همين دوره، افزايش ايران چندان زياد نيست.
تركيب اقلام داد و ستد ايران نيز در اين دوره تغيير بارزي پيدا كرد و اين كشور در اوايل قرن 20 به الگوي استعمار كلاسيك نزديك شد. صادرات عمده ايران را مواد خام به خود اختصاص مي داد. در سال 1236ش 27 درصد صادرات ايران را پارچه هاي دستبافت تشكيل مي داد اما اين رقم در اوايل قرن 20 به 1 درصد رسيد. واردات ايران را هم غالباً پارچه هاي ماشيني در انواع و اقسام آن در دهه 1230ش 63 درصد كل واردات و 50 سال بعد 30 تا 40 درصد واردات را تشكيل مي داد.
نتیجه همه اینها افزايش كنترل خارجي بر ايران و ازدياد قدرت خارجيان در برابر ايران است. در چهارچوب نظريه نظام جهاني ايران از عرصه خارجي موقعيتي كه در قرنهاي 16 و 17 و 18 يعني از ديدگاه ايرانيان كشور در اوج قدرت صفويه بخشي از هسته غير اروپايي جهان به شمار مي رفت در طول قرن 19 به حاشيه نظام سرمايه داري جهاني كشانده شد. رقابت روسيه و انگليس در ايران باعث شد كه ايران به صورت نوع خاصي از حاشيه تبديل شود. در اين دوره مدتي از تجهيز ماشيني كارخانه در ايران مي گذشت موفق ترين كارخانه، كارخانه هاي خارجي بودند . بزرگترين شركتهاي صنعتي در ايران شركت نفت انگليس و ايران با 7 تا 8 هزار كارگر و شيلات درياي خزر متعلق به روسها با 3 تا 4 هزار كارگر بودند.در كل در قسمت صنعت خارجيان بر صنعت ايران تسلط كامل داشتند.