از نظر فوران پژوهشگران مختلفی سعی در ارائه یک کلیت از ساختار اجتماعی ایران نموده اند که هر کدام از آنها با پرداختن به بخشی از واقعیت نتوانسته اند دیدگاه کاملا ًجامع و  فراگیری ارائه دهند.دیدگاه شیوه های تولید صورتبندی های اجتماعی ایران را یک کل متشکل از سه بخش اقتصادی عمدۀ مستقل و در عین حال در تعامل با یکدیگر و قابل شناسایی تجربی می داند که نشان دهندۀ ماهیت و موضع مسلط دولت صفوی در این دوره است. دیدگاه شیوۀ تولید به وضوح علل سلطۀ همه جانبه دولت صفوی در دوره شاه عباس را نشان می دهد، طبقۀ حاکم که در سه شیوه مختلف تولید قرار داشتند شامل طیف غیر یکپارچه خانهای قبیله، والیان و حکام، زمینداران و تیولداران، روحانیت رسمی و ... بودند. در همه شیوه های تولیدشاه سهم بزرگی از مازاد تولید آنها را به خود اختصاص می داد و هر گروه فقط در یک شیوه قرار داشت، علاوه بر این قدرت٬ شاه از پشتوانه ایدئولوژیکی نیز برخوردار بود و تنها گروه دارنده قدرت مشروع شاهان صفوی بودند که مقام پادشاه و روحانیت را به عنوان علمای اسلام داشتند. در طبقات زیر سلطه در هر شیوه تولید مانند طبقات حاکم آن هیچ نوع انسجام طبقاتی یا آگاهی طبقاتی که منجر به کنش طبقاتی در کل جامعه شود دیده نمی شود. ادامه دارد...