اقتصاد و ساختار طبقاتي ایران در دهه 1310
- وجه هاي توليد روستايي: دو وجه توليد در روستاهاي ايران وجود داشته است:
1-وجه توليد كشاورزي سهم بری دهقاني كه دست نخورده باقي ماند.
2-وجه توليد شبانكارگي - چادرنشيني كه در نتيجة سياست تخت قاپو كردن عشاير دستخوش دگرگوني گرديد.
در بخش كشاورزي انواع زمين داري تفاوت چنداني با دورة قبل نكرد فقط زمين هاي مالكان خصوصي اهميت بيشتري يافت و تحول كليدي اين دوره انسجام و رشد بزرگ مالكي و پيدايش املاك بزرگ با مالك غايب بود.سهم بري متداول ترين شكل رابطه ميان دهقان و زمين دار بود، در اين دوره محصولاتي مثل گندم67%، جو 36%، برنج 44%، پنبه 90% و توتون و تنباكو 114% افزايش توليد داشتند، ولي با اين وجود كشاورزي در دهة 1310 عمدتاً براي تأمين معيشت جمعيت بوده و بهبود چنداني در كيفيت آن مشاهده نمي شود و سهم آن در توليد ناخالص ملي در سال 1310 حدود 50% بوده است و در ايران در سال 1319 از نظر مواد غذايي به جز قند و شكر خود كفا بود.
در اين دوره كشاورزي به دلايل زير رشد محدودي كرد:
1-عدم تغيير در فنون كشاورزي.
2-عدم توجه دولت به بهبود وضع كشاورزي.
3-گرايشهاي ركود طلبانه در درون وجه توليد سهم بري كه بهره وري را در همة جهات با دلسردي روبرو مي ساخت.
قدرت سياسي نسبي زمين داران كاهش يافت اما ثروت و مكنتشان دست نخورده باقي ماند، اما سطح سطح زندگی دهقانان در اين دوره رضايت بخش نبود و حتي در اواخر حكومت رضا شاه بدتر شد و در مواردي هم كه سطح زندگی رضايت بخش بود بر اثر كار دشوار و طاقت فرسا حاصل مي شد.اغلب روستاها فاقد امكانات بهداشتي بودند و كمتر روستايي داراي مدرسه بود و كاري در جهت بهبود وضعيت آنها انجام نشد.
بخش جمعيت ايلي شديداً تحت تأثير سياست هاي دولت قرار گرفت، سياست تخت قاپو كردن يا اسكان اجباري ايلات در كل تأثير مخربي بر اقتصاد شبانكاري و عرضة فرآورده هاي دامي در سطح كشور داشت و ايلات اسكان يافته بيشتر از دهقانان مورد استثمار قرار گرفتند چون علاوه بر دولت، خانها نيز آنها را مورد بهره كشي قرار مي دادند و حاصل همة اينها از دست رفتن معيشت، منزلت و رفاه توده هاي اسكان يافته بود. رژيم پهلوي با زور اسلحه و تهديد آنها را در محل هاي خاص اسكان مي داد و اين سركوب، تأثيرش را بر گرايش هاي قبيله اي و آگاهي سازي آنها بر جاي مي نهاد.
- وجه توليد شهري: كه شامل وجه توليد خرده كالايي صنايع دستي و وجه توليد سرمايه داري صنعت جديد است، در دهة 1310 ش دولت پيشگام گسترش توسعة سرمايه داري در كشور شد و عمده منابع آن صرف احداث راه آهن سراسري شد كه پيامدهاي ناگواري مثل تورم، بي هدفي اقتصادي، پايين آوردن سطح عمومي زندگی و تحميل هزينه هاي زياد را داشت.از جمله اقدامات زير بنايي ديگر، ساخت 20 هزار كيلومتر راه، فرودگاه، نيروگاه برق در همة شهرهاي بزرگ بود.صنعتي شدن واقعي كشور در مقياس وسيع از دهة 1300 شروع شد، از جمله صنايع ايجاد شده صنايع بافندگي، مواد غذايي و صنايع كمكي، صنايع نظامي و ... است.با وجود دستاوردهاي بسيار صنايع برنامه صنعتي كردن رضاخان با شكست ها و محدوديت هايي همراه بوده است مثل:
1- احداث صنايع از روي برنامة خاصي نبود.
2- مشكلات زيادي در ارتباط با هزينه و سود وجود داشت.
3- اين صنايع بسيار تخصصي بودند و در چند شهر محدود مورد نظر رضاخان احداث شدند.
4-با وجود احداث صنايع متعدد از ساير كشورهاي خاورميانه مثل تركيه و مصر بسيار عقب بود.
5-در سياستگذاري عملي رضاخان هيچ نشاني از تعرفة حمايتي براي توليدات كارخانه اي داخلي به چشم نمي خورد.
در اين دوره طبقات سرمايه دار كه با سرماية دولتي و خارجي و محلي سر و كار داشتند رشد كردند، بخش دولتي كه شامل مديران صنايع متعلق به دولت و شخص رضا شاه بود و بخش خصوصي كه شامل صاحبان و مديران صنايع جديد، بازرگانان، مقاطعه كاران و ... را شامل مي شود. طبقة كارگر غير سنتي در دهة 1310 ش رشد نماياني كرد، بزرگترين بخش اين كارگران در بخش ساختماني بودند و بعد به ترتيب در صنايع بافندگي، نفت، پشم، برنج پاك كني و حمل و نقل بود.از ويژگيهاي شرايط كار در دهة 1300 ساعتهاي طولاني كار، مزد كم، استثمار زنان و كودكان و به گفتة ناظران غربي به بردگي شباهت داشته است.
در اين دوره در شيوة توليد خرده كالايي، پيشه وران شامل صنعتگران و دست اندركاران صنايع دستي و فروشندگان جزء در برابر دولت و بخش سرمايه داري از نظر سياسي و اقتصادي شديداً افت كردند و بدترين لطمه و آسيب را از توليد صنعتي و واردات مصنوعات خارجي متحمل شدند.
اصناف بيش از هر زمان ديگر تحت نظارت دولت و پليس محلي قرار گرفتند و اصناف از قبل بايد حتي گزارش جلسه هاي خود را به پليس می دادند تا ناظري به جلسه فرستاده می شد.
روحانيون در دهة 1310 حداقل از لحاظ مادي وضعيت كاملاً نامساعدي پيدا كردند چرا كه مواضع خود را در زمينه هاي قضايي و آموزشي كه از منابع درآمد و قدرت روحانيت بود از دست دادند.
آموزش ديني تضعيف و بسياري از مراسم مذهبي ممنوع گرديد و روحانيون به خدمت سربازي فراخوانده شدند و دوران رضا شاه دوران تاريك روحانيت به شمار مي آيد.
روشنفكران كه شامل آموزگاران، دانشجويان، پزشكان و ... است پا به پاي قدرت گيري دولت در دهة 1310 رشد كرد و حيثيت و ميراث اجتماعي آنان ارتقاء پيدا كرد.
زنان در دورة مورد بحث ورود به قلمروهاي آموزشي و نيروي كار را آغاز كردند ولي به طور كلي عليرغم ادعاي رضاخان مبني بر آزادي زنان در قانون مدني اكثر قوانين شريعت اسلامي مورد تأييد قرار گرفت، در حقوق خانواده زنان مورد تبعيض قرار گرفتند و زنان از حق رأي برخوردار نشدند.